پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم

با خیال طرّه‌ات آشفته حالی داشتم

یاد ایّامی که با لبخندی از لعل لبت

می‌زدودی از دل من گر ملالی داشتم

می‌گرفتم از اشارت‌های ابرویت جواب

در ضمیر از هر دو عالم گر سئوالی داشتم

کاش بودم با کبوترهای بامت همنشین

باز خوش بودم اگر بشکسته بالی داشتم

تا کنون هجر تو جسم و جان من فرسوده بود

در دل خود گر نه امید وصالی داشتم

زیر شمشیر تو کردم ناله از بی‌طاقتی

در شهیدانت از این فعل انفعالی داشتم

این غزل با سوز دل آمیخت پا تا سر صغیر

چونکه در دل لاله‌سان داغ غزالی داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
  2. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
  3. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  4. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  5. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  6. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  7. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  8. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.