پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم

زین آب و خاک زاده‌ام‌ اما جهانیم

من با بشر برادرم و زادهٔ جهان

زنهار اصفهانی تنها نخوانیم

با نوع خویش در همه جا زیر آسمان

روشن چو آفتاب بود مهربانیم

شد زندگانیم بغم نوع خویش صرف

این دولت است ماحصل زندگانیم

خواهم ز حق خود همه باشند کامیاب

حق داند این بود بجهان کامرانیم

دانم که هر چه بهر تو خواهم همان مراست

ای دوست استفاده کن از نکته دانیم

ای بدگمان بعکس تو پیوسته حال من

نیک است زانکه برحذر از بدگمانیم

با خصم هم صغیر بصلحم بجان دوست

تنها نه دوستدار محبان جانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
  2. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
  3. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
  4. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  5. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  6. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  7. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  8. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.