پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم

بی مه روی تو بیزار ز دور قمریم

بامیدی که ز گیسوی تو بویی شنویم

همه شب منتظر مقدم باد سحریم

به تمنای گل روی تو ای سرو روان

لاله سان داغ بدل غنچه صفت خونجگریم

ای پریوش تو رخ از دیدهٔ ما بستی و ما

نظر از غیر توبستیم که صاحب نظریم

بامیدی که ببینیم رخت در دم مرگ

روزگاریست که در راه اجل منتظریم

سیم اشک و زر رخساره بدست آوردیم

تا نگویند که ما عاشق بی سیم و زریم

بر سر ما چو نکردی گذر ای مایهٔ ناز

گشت معلوم که از خاک رهت پست‌تریم

تا خبردار شدیم از غم عشقت چو صغیر

یکسر از کیفیت هر دو جهان بی‌خبریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
  2. شمارهٔ ۳۵۰مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
  3. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
  4. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
  5. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  6. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  7. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  8. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.