پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

عشق یارب چه قماریست که نشناخته‌ایم

با وجودیکه به نزدش دل و دین باخته‌ایم

یوسفا ما به تماشای ترنج ذقنت

دست ببریده و بر خویش نپرداخته‌ایم

گرچه هم پنجهٔ شیریم بهنگام مصاف

پیش آهوی دو چشمت سپر انداخته‌ایم

بر تن ما نکند آتش دوزخ اثری

که بآتشکدهٔ عشق تو بگداخته‌ایم

ای صبا چند پریشان کنی آن گیسو را

ما برای دل خود خانه در آن ساخته‌ایم

دست صاحب علمی کرده علم قامت ما

ورنه ما رایت هستی نه خود افراخته‌ایم

عمر معدوم شد و هیچ نگفتیم صغیر

که بمیدان وجود از چه سبب تاخته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
  2. شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینم
  3. شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
  4. شمارهٔ ۳۳۵ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
  5. شمارهٔ ۳۳۶ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانه‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  7. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
  8. شمارهٔ ۳۳۹چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.