پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

از غم خال لب تو گوشه نشینم

فارغ از ابنای ملک روی زمینم

تا تو گذر میکنی بگوشه‌نشینان

فخر همین بس مرا که گوشه‌نشینم

کوی توام به بود ز جنت فردا

زانکه من‌ امروز در بهشت برینم

تا بمن ای شوخ زلف و رخ بنمودی

بی‌خبر از شرح کفر و غصهٔ دینم

شکری افشان که در وجود دهانت

من متحیر میان شک و یقینم

دل بغمت بستم و ز غیر تو رستم

شادیم این بس که با غم تو قرینم

ملک سلیمان نخواهم و حشم او

تا نکند اهرمن طمع به نگینم

همچو صغیرم غلام شاه ولایت

داغ غلامی اوست نقش جبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
  2. شمارهٔ ۳۳۶ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانه‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  4. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
  5. شمارهٔ ۳۳۹چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
  6. شمارهٔ ۳۴۰داده‌ام جان رو نما تا روی جانان دیده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۴۱دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
  8. شمارهٔ ۳۴۲کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.