پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم

گو همه خلق بدانند که می می‌نوشم

واعظ بیهده‌ام وعظ مفرما که بود

در بر پیر مغان رهن کلامی گوشم

دستبرد غم عشق تو بنازم ای دوست

که ببرده‌ست ز تن طاقت و از سر هوشم

گر نه از بهر نثار قدمت بود سرم

زیر این بار گران هیچ نرفتی دوشم

پای تا سر همه در ذکر گل روی توام

گرچه لب‌دوخته و غنچه‌صفت خاموشم

با کسی انس نگیرد دلم از خلق جهان

جز خیالت که مصور شده در آغوشم

چون که غمگینی من باعث خرسندی توست

روز و شب در پی غمگینی خود می‌کوشم

هر زمان روی تو را می‌نگرم همچو صغیر

دیده یکبارگی از هر دو جهان می‌پوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
  2. شمارهٔ ۳۳۵ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
  3. شمارهٔ ۳۳۶ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانه‌ایم
  4. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  5. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
  6. شمارهٔ ۳۳۹چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
  7. شمارهٔ ۳۴۰داده‌ام جان رو نما تا روی جانان دیده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۴۱دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.