پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

چنان به عشق تو وارسته‌ام ز ننگ و ز نام

که ننگ می‌نشناسم کدام و نام کدام

چو موی و روی تو دیدم بهم قرین گفتم

که شب بروز قرین گشته کفر با اسلام

کسیکه عشق ندارد بخامیش شک نیست

گر آتشی نبود از چه پخته گردد خام

بنام یار مکن اکتفا و راه طلب

به پیش گیر کز این ره رسی بصاحب نام

چگونه شکر دل خویشتن گذارم من

که تا ندید دلارام را نگشت آرام

شنیدهٔی که غلام غلام شد محمود

عجب مدار که محمود گشته بود غلام

اگر ایاز به تخت شهی نشست از شاه

قبول‌ امر نمود و به بندگی اقدام

من از کشیدن می‌ناگزیرم ای ناصح

که سیل غم بردم گر ز کف گذارم جام

صغیر از غم بی‌مهری مهی نالد

وگرنه هیچ ندارد بدل غم ایام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینم
  2. شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
  3. شمارهٔ ۳۳۵ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
  4. شمارهٔ ۳۳۶ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانه‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  6. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
  7. شمارهٔ ۳۳۹چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
  8. شمارهٔ ۳۴۰داده‌ام جان رو نما تا روی جانان دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.