پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

ما کار به تسبیح و به زنار نداریم

جز عشق دگر مذهب و کردار نداریم

از دیر و کنشت و حرم و صومعه فارغ

ما قبله بجز ابروی دلدار نداریم

آن آدم بی‌عشق بود صورت دیوار

ما کار بهر صورت دیوار نداریم

با یار بخلوتگه دل چونکه نشستیم

با کی دگر از طعنهٔ اغیار نداریم

چون خرقه و دستار بود مایهٔ سالوس

صد شکر که ما خرقه و دستار نداریم

از ضعف خود آزردن موری نتوانیم

صد شکر که ما قوهٔ آزار نداریم

بازار مکافات بود گرم و لیکن

ما بینش آن گرمی بازار نداریم

خاموش صغیر اینهمه اسرار الهی است

ما آگهی از پردهٔ اسرار نداریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  2. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
  3. شمارهٔ ۳۳۹چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
  4. شمارهٔ ۳۴۰داده‌ام جان رو نما تا روی جانان دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۴۱دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
  6. شمارهٔ ۳۴۲کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشم
  7. شمارهٔ ۳۴۳بس بدل هست خیال رخ نیکوی توام
  8. شمارهٔ ۳۴۴ساقی آن می‌بقدح کن که چو ما نوش کنیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.