پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

بس بدل هست خیال رخ نیکوی توام

همه جا جلوه کند پیش نظر روی توام

شادم از اینکه بتیغ تو شدم کشته ولی

هست شرمندگی از رنجش بازوی توام

بخدا یافته‌ام معنی آزادی را

تا گرفتار کمند سر گیسوی توام

رشتهٔ عشق تو درگردن من زنجیریست

که بهر حال که روم باز کشد سوی توام

من که صیدم نتوانست کند شیر فلک

کرد خوش صید به تیر نگه آهوی توام

پا ز کویت نکشم ور بجنان خوانندم

که بود ز جنان خاک سر کوی توام

نه ز ایمان نه کفرم دگر آگه چو صغیر

روز و شب بس بغم روی تو و موی توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵مرغ قدسم من که در دام بلا افتاده‌ام
  2. شمارهٔ ۳۴۶افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
  3. شمارهٔ ۳۴۷خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
  4. شمارهٔ ۳۴۸خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
  5. شمارهٔ ۳۴۹دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
  6. شمارهٔ ۳۵۰مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
  7. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
  8. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.