پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

مرغ قدسم من که در دام بلا افتاده‌ام

ای دریغا در کجا بودم کجا افتاده‌ام

نغمه‌ها در شاخسار باغ رضوان داشتم

اندر این ویرانه منزل از نوا افتاده‌ام

جای دارد گر بنالم همچو بلبل روز و شب

تا ز یار گلعذار خود جدا افتاده‌ام

نیستم آگه چه شد دنیا مرا دردم کشید

در حقیقت من به کام اژدها افتاده‌ام

عیسی گردون‌نشینم یوسف قدسی سرشت

در تن خاکی به زندان بلا افتاده‌ام

آسمان میگرددم بر سر چو نیکو بنگری

من چو گندم زیر سنگ‌ آسیا افتاده‌ام

میکشم هرچند رخت خویش در راه صواب

باز می‌بینم که در راه خطا افتاده‌ام

ناله‌ها دارد هر آنکو افتد از بامی بزد

چون ننالم من که از بام سما افتاده‌ام

خرم آنساعت که رو آرم سوی اقلیم نور

سالها شد کاندر این ظلمت سرا افتاده‌ام

غیر تسلیم و رضا دیگر مرا تدبیر نیست

کاندرین محنت بتقدیر خدا افتاده‌ام

یا علی ای هر ز پا افتادهٔی را دستگیر

دستگیری کن من مسکین ز پا افتاده‌ام

کلب درگاهت صغیرم از تو میجویم نجات

رحمتی کاندر هزاران ابتلا افتاده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
  2. شمارهٔ ۳۴۸خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
  3. شمارهٔ ۳۴۹دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
  4. شمارهٔ ۳۵۰مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
  5. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
  6. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
  7. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  8. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.