پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشم

که به غیر از تو دگر هیچ نمی‌اندیشم

گرم از نوش نوازی ورم از نیش زنی

هم بنوش تو ز جان مایل و هم بر نیشم

گر من‌امید عنایت ز تو دارم شاید

تو شه مملکت حسنی و من درویشم

مذهب عشق بنازم که به یکباره نمود

فارغ از هر روش و بی خبر از هر کیشم

کرد فارغ طلب وصل تو از هر کارم

ساخت بیگانه غم عشق تو از هر خویشم

در جنون من و مجنون بود ار فرق اینست

که در این راه دو صد مرحله از وی پیشم

لب آن شوخ شکرخند نباتی است صغیر

که نمک ریخته داغش بدرون ریشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ساقی آن می‌بقدح کن که چو ما نوش کنیم
  2. شمارهٔ ۳۴۵مرغ قدسم من که در دام بلا افتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۳۴۶افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
  4. شمارهٔ ۳۴۷خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
  5. شمارهٔ ۳۴۸خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
  6. شمارهٔ ۳۴۹دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
  7. شمارهٔ ۳۵۰مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
  8. شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.