پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم

بسان شیشهٔ می‌گریه در گلو دارم

بیاد چاک گریبان یار و غبغب او

همیشه سر بگریبان غم فرو دارم

چه صورتی تو که من در تو خویش مینگرم

بدان قیاس که آئینه روبرو دارم

ز داغ لاله رخان من که دیده‌ام دریاست

کجا هوای گلستان کنار جو دارم

بنزد خلق اگر خوارم این بس است مرا

که پیش اهل خرابات آبرو دارم

صغیر من سگ درگاه شیر یزدانم

همیشه دیدهٔ‌ امید سوی او دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱چنان به عشق تو وارسته‌ام ز ننگ و ز نام
  2. شمارهٔ ۳۳۲من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
  3. شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینم
  4. شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
  5. شمارهٔ ۳۳۵ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
  6. شمارهٔ ۳۳۶ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانه‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
  8. شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.