پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

به هر چه می‌نگرم حسن یار می‌بینم

تجلیات جمال نگار می‌بینم

گذشت آن که یکی را هزار می‌دیدم

کنون یکی نگرم گر هزار می‌بینم

خیال یار مرا تا که در کنار‌ آمد

مراد هر دو جهان در کنار می‌بینم

از آندمم که خداوند چشم گل بین داد

صفای برگ گل از نوک خار می‌بینم

از آن زمان که دلم ترک روزگار گرفت

به کام دل همه ی روزگار می بینم

غبار میکده را چون بدیدگان نکشم

که نور دیدهٔ خود زین غبار می‌بینم

کسی که خلق جهانش نهفته میجویند

بجان دوست منش آشکار می‌بینم

صغیر این همه و صدهزار از این افزون

ز لطف حیدر دلدل سوار می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲تا دل به مهر آن بت عیار بسته‌ام
  2. شمارهٔ ۳۱۳ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
  3. شمارهٔ ۳۱۴چون یاد از آن زلف سیه و آنخط زنگاری کنم
  4. شمارهٔ ۳۱۵بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزم
  5. شمارهٔ ۳۱۶چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
  6. شمارهٔ ۳۱۷تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
  7. شمارهٔ ۳۱۸ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیم
  8. شمارهٔ ۳۱۹چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.