پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم

تسبیح بیفکنده و زنار بریدیم

پا بر سر بازار محبت چو نهادیم

با نقد دل و دین غم عشق تو خریدیم

از جان و سرو مال و خرد مذهب و آئین

هر پرده که بد حایل ما و تو دریدیم

اندر صفت حسن هر آن نکته که خواندیم

معنی همه در صورت زیبای تو دیدیم

آخر به کمند سر زلف تو فتادیم

زان پس که بهر بام نشستیم و پریدیم

کردیم فراموش حدیث دو جهان را

تا یکسخن از آن لب جانبخش شنیدیم

بر خاک در پیر مغان سر چو نهادیم

مانند صغیر از دو جهان پای کشیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزم
  2. شمارهٔ ۳۱۶چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
  3. شمارهٔ ۳۱۷تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
  4. شمارهٔ ۳۱۸ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیم
  5. شمارهٔ ۳۱۹چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
  6. شمارهٔ ۳۲۰عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
  7. شمارهٔ ۳۲۱بخون خویش نویسم بروی لوح مزارم
  8. شمارهٔ ۳۲۲کی زبام تو من سوخته جان بر خیزم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.