پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

کی زبام تو من سوخته جان بر خیزم

تا بسنگ اجل از بام جهان برخیزم

باز در خانه فرو آیمت از گوشهٔ بام

آنزمان هم که پی نقل مکان برخیزم

بال بشکستی و پا بستی و دل خستی و باز

میزنی سنگ که برخیز چسان برخیزم

چو نشان گر ز نیم تیر نشینم نه چو تیر

بفشار سر شستی ز کمان برخیزم

حاصل کون و مکان عشق تو و نیست عجب

گر بعشقت ز سر کون و مکان برخیزم

خیز و بر دیدهٔ من سر و قد خویش نشان

بنشین تا برهت از سر جان برخیزم

غیر من پرده میان من و او نیست صغیر

خرم آنروز که من هم ز میان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴اگر جدا کنی از تیغ بند از بندم
  2. شمارهٔ ۳۲۵نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارم
  3. شمارهٔ ۳۲۶گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
  4. شمارهٔ ۳۲۷تا بدام تو من ای جان جهان افتادم
  5. شمارهٔ ۳۲۸خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
  6. شمارهٔ ۳۲۹ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
  7. شمارهٔ ۳۳۰عشق یارب چه قماریست که نشناخته‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۳۱چنان به عشق تو وارسته‌ام ز ننگ و ز نام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.