پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارم

که بیاد قد و روی تو ادب نگاه دارم

بودم‌ امید کز مهر تو در کنارم آیی

که بخواب دوش دیدم بکنار ماه دارم

برهت شها نشینم مگر از کرم بگویی

که گدای بینوایی بکنار راه دارم

تو باشگ و آه رام وز فسرده خاطری من

نه دگر بدیده اشگ و نه بسینه آه دارم

کله کی و سریر جم اگر وفا ندارد

چه غم ار ز پوست تخت وز نمد کلاه دارم

نه شهم ولی چو شاهان بمصاف کینه خواهان

ز دعای صبحگاهان حشم و سپاه دارم

ز خرابی می‌ار خوار بچشم زاهدانم

بنگر که در خرابات چه عز و جاه دارم

فلکا مرا ز بیداد تو هیچ غم نباشد

که چو پیر می‌فروشان ز تو دادخواه دارم

گنهم گران تر از کوه بود صغیر‌ام ا

چو علی بود شفیعم چه غم از گناه دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷تا بدام تو من ای جان جهان افتادم
  2. شمارهٔ ۳۲۸خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
  3. شمارهٔ ۳۲۹ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
  4. شمارهٔ ۳۳۰عشق یارب چه قماریست که نشناخته‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۳۱چنان به عشق تو وارسته‌ام ز ننگ و ز نام
  6. شمارهٔ ۳۳۲من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
  7. شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینم
  8. شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.