پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

اگر جدا کنی از تیغ بند از بندم

به تیغ دیگرت ای دوست آرزومندم

غم ترا فلک آزار من گمان دارد

ولی بجان تو من با غم تو خرسندم

سزد فزون شود از غیر من بمن جورت

سزای اینکه ز غیر تو مهر بر کندم

مرا ز خاک پس از مرگ نی شکر روید

اگر تو کام دهی زان لب شکر خندم

سمند خویش پی صید من چه می‌تازی

که من بدام تو خود صید بسته دربندم

دلم کند ز جنون منع عاقلان در من

چه حالتست که دیوانه میدهد پندم

صغیر بندهٔ عشقم بسخت پیوندی

که سست کرد ز خلق زمانه پیوندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
  2. شمارهٔ ۳۲۷تا بدام تو من ای جان جهان افتادم
  3. شمارهٔ ۳۲۸خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
  4. شمارهٔ ۳۲۹ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
  5. شمارهٔ ۳۳۰عشق یارب چه قماریست که نشناخته‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۳۱چنان به عشق تو وارسته‌ام ز ننگ و ز نام
  7. شمارهٔ ۳۳۲من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
  8. شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.