پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

عمریست که در هجران میسوزم و میسازم

با این غم بی پایان میسوزم و میسازم

در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم

چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم

بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من

با محنت ا ین زندان میسوزم و میسازم

پویای ره کویت جویای گل رویت

با خار در این بستان میسوزم و میسازم

حرمان وصال تو آتش زده بر جانم

با آتش این حرمان میسوزم و میسازم

از طعن رقیب آذر دارم بجگر‌اما

با سرزنش عدوان میسوزم و میسازم

مانند صغیر از دل آهم شرر انگیزد

با این نفس سوزان میسوزم و میسازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲کی زبام تو من سوخته جان بر خیزم
  2. شمارهٔ ۳۲۳سخن از زلف تو گویند دل و شانه به هم
  3. شمارهٔ ۳۲۴اگر جدا کنی از تیغ بند از بندم
  4. شمارهٔ ۳۲۵نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارم
  5. شمارهٔ ۳۲۶گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
  6. شمارهٔ ۳۲۷تا بدام تو من ای جان جهان افتادم
  7. شمارهٔ ۳۲۸خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
  8. شمارهٔ ۳۲۹ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.