پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم

مستانه خویش بر در و دیوار میزنیم

ساقی گواه ماست که چون باده میکشیم

خمخانهٔ سپهر به یک بار میزنیم

حاجی به صد‌ امید در کعبه می‌زند

ما نیز حلقه بر در خمار میزنیم

با اینکه جان محاط محیط غم است باز

کوس طرب به گنبد دوار میزنیم

مائیم از قبیلهٔ منصور و همچو او

ما نیز حرف خود به سر دار میزنیم

مائیم و عشق و شاهد و کیفیت شهود

اقرار را به تارک انکار میزنیم

ای شیخ دست خویش فروکش من و صغیر

بوس ار زنیم بر لب دلدار می‌زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
  2. شمارهٔ ۳۰۴به تو حیران شدن از چشم تر‌ آموخته‌ام
  3. شمارهٔ ۳۰۵یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
  4. شمارهٔ ۳۰۶سر و جان داده گدای در میخانه شدیم
  5. شمارهٔ ۳۰۷چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
  6. شمارهٔ ۳۰۸جز رخ دلستان نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۳۰۹دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
  8. شمارهٔ ۳۱۰به هر چه می‌نگرم حسن یار می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.