پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم

کی توانم روش عشق تو را پیشه کنم

من که در خلوت دل با تو هم آغوش شدم

دگر از سرزنش غیر چه اندیشه کنم

بیشهٔ عشق تو منزلگه هر روبه نیست

من هم از شیردلی جای در این بیشه کنم

تیشهٔ عشق بکف دارم و همچون فرهاد

عاقبت ریشهٔ خود قطع از این تیشه کنم

دگران خون کسان شیشه کنند ای زاهد

چون روا نیست که من خون رزان شیشه کنم

کرده غم ریشه صغیرا بدلم ساقی کو

تا که از تیشهٔ می ‌قطع غم از ریشه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
  2. شمارهٔ ۳۰۶سر و جان داده گدای در میخانه شدیم
  3. شمارهٔ ۳۰۷چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
  4. شمارهٔ ۳۰۸جز رخ دلستان نمی‌بینم
  5. شمارهٔ ۳۰۹دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
  6. شمارهٔ ۳۱۰به هر چه می‌نگرم حسن یار می‌بینم
  7. شمارهٔ ۳۱۱همیشه موی تو در پیچ و تاب می‌بینم
  8. شمارهٔ ۳۱۲تا دل به مهر آن بت عیار بسته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.