پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ آتشین لالهٔ دل صد ورق است
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ منزلگه دل‌ها همه کاشانهٔ عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ گرد محنت به طوف منزل ماست
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ ما را به طرب موعظت و پند حرام است
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ از نور یار چون نفسم خانه روشن است
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ منم که طاعت بت لازم سرشت من است
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ ممنون ترکتازی گردون دل من است
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ مگر زمانه اسیر کمند آه من است
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ اندوه هجر پیشه و شادی من است
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ خوناب آتشین ز سر من گذشته است
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ غمگساری در لباس دشمنی محبوبی است
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ حیرت ملازم گل رخسارهٔ کسی است
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ لطف گهر عتاب بشکست
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ مست و بد خوبیم و هم‌صحبت جانانهٔ مست
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست

متن اشعار به نقل از گنجور.