پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱ صنمی که غمزهٔ او، به صف بلا نشسته
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲ خیز و شراب حیرتم، زان قد جلوه ساز ده
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴ عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶ جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷ به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
  9. غزل شمارهٔ ۵۴۹ بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
  10. غزل شمارهٔ ۵۵۰ از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای
  11. غزل شمارهٔ ۵۵۱ ای که سر تا قدمم را به جنون داشته ای
  12. غزل شمارهٔ ۵۵۲ تا مژدهٔ زخم دگر، دامن کش جان کرده ای
  13. غزل شمارهٔ ۵۵۳ ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
  14. غزل شمارهٔ ۵۵۴ ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانه‌ای
  15. غزل شمارهٔ ۵۵۵ بشتاب در راه طلب، بگذر ز هر آسودنی
  16. غزل شمارهٔ ۵۵۶ بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
  17. غزل شمارهٔ ۵۵۷ اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی
  18. غزل شمارهٔ ۵۵۸ تا بدانی که دوستدار کشی
  19. غزل شمارهٔ ۵۵۹ من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
  20. غزل شمارهٔ ۵۶۰ نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
  21. غزل شمارهٔ ۵۶۱ گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
  22. غزل شمارهٔ ۵۶۲ چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
  23. غزل شمارهٔ ۵۶۳ تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
  24. غزل شمارهٔ ۵۶۴ باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
  25. غزل شمارهٔ ۵۶۵ به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری
  26. غزل شمارهٔ ۵۶۶ صنم گفتم دلا جان تازه کردی
  27. غزل شمارهٔ ۵۶۷ امشب که به سر شراب داری
  28. غزل شمارهٔ ۵۶۸ تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
  29. غزل شمارهٔ ۵۶۹ با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
  30. غزل شمارهٔ ۵۷۰ نه از غربت اندر وطن می روی
  31. غزل شمارهٔ ۵۷۱ خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
  32. غزل شمارهٔ ۵۷۲ سبک بران چو از این بی‌قرار می‌گذری
  33. غزل شمارهٔ ۵۷۳ َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی

متن اشعار به نقل از گنجور.