پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸

تا بدانی که دوستدار کشی

نکشی چون من، ار هزار کشی

تا کی از عشوه نیم مستان را

بشکنی جام و در خمار کشی

آتشم زن که زنده گردم باز

گر چو شمعم هزار بار کشی

تا به کی این عروس عصمت را

عقد بندی و در کنار کشی

عشق را شو، که خویش را ترسم

در شبیخون روزگار کشی

در قیامت کند گل افشانی

بلبلی که در بهار کشی

ترسم ای عشق مهربان که مرا

سر به زانوی غمگسار کشی

مردم از شوق، ای دعا وقت است

که کشی تیغ و انتظار کشی

منت قتلم ار کنی قسمت

دو جهان را به زیر بار کشی

به تماشا طلب ترحم را

عرفی خویش را چو زار کشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۱گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۲چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۴باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۶صنم گفتم دلا جان تازه کردی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷امشب که به سر شراب داری
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.