پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷

امشب که به سر شراب داری

مشکن دل ما که تاب داری

تقصیر نکرده در هلاکم

با غمزه چرا عتاب داری

آشوب قیامتش غباریست

این فتنه که در رکاب داری

در دعوی فتنه گاه مستی

صد عربده با شراب داری

گر لذت ناوک تو این است

وز خون ملک ثواب داری

داری به دلم نگاه گرمی

گویا هوس کباب داری

در سینهٔ گرم هر که بینم

آتشکدهٔ خراب داری

عرفی دل خود به باد دادی

گر غم طلبد، جواب داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰نه از غربت اندر وطن می روی
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲سبک بران چو از این بی‌قرار می‌گذری
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.