پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶

صنم گفتم دلا جان تازه کردی

مبارک باد، ایمان تازه کردی

به کاوش تیز کردی ناخن ناز

دلم را جوش افغان تازه کردی

نه کشتی و نه نوح، ای گریهٔ شوق

چه بی هنگامه توفان تازه کردی

پریشانی ما گفتی به زلفت

خم زلف پریشان تازه کردی

مرا کشتی وکردی عالمی شاد

جهان را عید قربان تازه کردی

مچین زین بیش بر خوان نعمت لطف

که شرم روی مهمان تازه کردی

تو را گر برگ دین داریست، عرفی

غلط کردی که ایمان تازه کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۸تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰نه از غربت اندر وطن می روی
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲سبک بران چو از این بی‌قرار می‌گذری
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.