پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ امید عیش کجا و دل خراب کجا
  2. غزل شمارهٔ ۲ کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۳ به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۴ به گاه جلوه از آن ماه روی زیبا را
  5. غزل شمارهٔ ۵ می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را
  6. غزل شمارهٔ ۶ در نو بهار باده ننوشد کسی چرا
  7. غزل شمارهٔ ۷ خیز و به جلوه آب ده، سرو چمن تراز را
  8. غزل شمارهٔ ۸ گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را
  9. غزل شمارهٔ ۹ منم که یافته ام ذوق صحبت غم را
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ التفاتی نیست با امید مطلوب مرا
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ از تو نوشت و داد دل آرمیده را
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ نداد نور شراری چراغ هستی ما
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ از بس که در معارضه دیدم مثال‌ها
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریخت
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ نعره زد عشق دین ما بگریخت
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ غزلی گفته‌ام آن باعث گفتار کجاست
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ امید صلح از آن با شکیب ایوب است
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ بر دل یوسف غمی در کنج زندان بر نخاست
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ تا روی دل فروز تو بستان آتش است
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ شب عشاق ز روز دگران در پیش است
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ برو مسیح که فکر فراغ من غلط است

متن اشعار به نقل از گنجور.