پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱

دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها

که خواهد ماندش از پی کعبه‌ها در طی منزل‌ها

تو افلاطون دلی، اندیشه را چین در جبین مفکن

در آن وادی که جز حسرت ندانی حل مشکل‌ها

مثالی گویمت عامی صفت بردار زآن نقشی

جمال کعبه نتوان دید، طی ناکرده منزل‌ها

اگر با میر محمل رمزی از دیر مغان گویم

جرس بگشاید و ناقوس بربندد به محمل‌ها

خدا را خانقاه کهنهٔ صوفی به رندان ده

که ایوان‌ها بسازند و بیارایند محفل‌ها

چو خون‌آلوده فردا خیزم و بر گرد او گردم

شهیدان محبت را ز حسرت خون شود دل‌ها

تماشا دوستی عرفی ولیکن وای بر جانت

اگر بر دارد از پیش نظر توفیق حایل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب
  2. غزل شمارهٔ ۳۴دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب
  3. غزل شمارهٔ ۳۵صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت
  4. غزل شمارهٔ ۳۶گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
  5. غزل شمارهٔ ۳۷صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریخت
  6. غزل شمارهٔ ۳۸نعره زد عشق دین ما بگریخت
  7. غزل شمارهٔ ۳۹عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۰غزلی گفته‌ام آن باعث گفتار کجاست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.