پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب

مستی نه به اندازه ی می می کنم امشب

مجنون ترا قبله اجابت ز دعا بود

هنگام دعا روی به حی می کنم امشب

تا کی طلب از وادی راحت کندم دور

این ناقه درین مرحله پی می کنم امشب

آن خنده که دی ساغر جم داشت به خورشید

بر جام جم و مجلس کی می کنم امشب

نگشود در گفت و شنودم به مشایخ

آن داد و ستد با دف و نی می کنم امشب

همت نه متاعی است که ارزد به تقاضا

این زمزمه با حاتم طی می کنم امشب

عرفی لب من درد به افغان بگشودست

این ناله به فرموده ی می می کنم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت
  2. غزل شمارهٔ ۳۶گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
  3. غزل شمارهٔ ۳۷صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریخت
  4. غزل شمارهٔ ۳۸نعره زد عشق دین ما بگریخت
  5. غزل شمارهٔ ۳۹عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۰غزلی گفته‌ام آن باعث گفتار کجاست
  7. غزل شمارهٔ ۴۱مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
  8. غزل شمارهٔ ۴۲صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.