پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است

که آتش تب شوقم نه آن چنان تیز است

چو زلف باز کنی ناله خیزد از دل ها

که دام ما همه این طره ی دل آویز است

ز طره مشک به دامان کوهکن پاشد

اگر چه تکیه ی شیرین به دوش پرویز است

سمند سعی چه بیهوده رانی ای فرهاد

که هم عنانی گردون نصیب شبدیز است

چگونه مانع نظاره ام شوی که مرا

ز شوق روی تو سر تا قدم نگه خیز است

ستزه باخت به میدان امتحان عرفی

عنان کشیده چه داری، محل مهمیز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
  2. غزل شمارهٔ ۵۷تا روی دل فروز تو بستان آتش است
  3. غزل شمارهٔ ۵۸هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
  4. غزل شمارهٔ ۵۹شب عشاق ز روز دگران در پیش است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰برو مسیح که فکر فراغ من غلط است
  6. غزل شمارهٔ ۶۱می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  7. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  8. غزل شمارهٔ ۶۳آتشین لالهٔ دل صد ورق است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.