پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶

عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است

صاف آتش حسن او خورشیدبرد آتش است

خان و نان عالمی از آتش حسنش بسوخت

در شمار خانه سوز روزبرد آتش است

بستگان عشق را بی دل برد آب حیات

این متاع آماده بهر دست برد آتش است

عرفی اندر عشق اگر ناقص بود افسرده نیست

صید عشق ار خام باشد نیم خورد آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
  2. غزل شمارهٔ ۵۹شب عشاق ز روز دگران در پیش است
  3. غزل شمارهٔ ۶۰برو مسیح که فکر فراغ من غلط است
  4. غزل شمارهٔ ۶۱می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  5. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  6. غزل شمارهٔ ۶۳آتشین لالهٔ دل صد ورق است
  7. غزل شمارهٔ ۶۴دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۶۵خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.