پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است

افسانهٔ من گریهٔ مستانهٔ عشق است

دیوانه دل من که درو فتنه زند جوش

گنجی است که آرایش ویرانهٔ عشق است

شوریده شد از ناخن عشق این دل صد شاخ

این زلف پریشان شده از شانهٔ عشق است

صد دشنه خورد عقل که خاری کشد از پای

این‌ها گل آن است که بیگانهٔ عشق است

از منطق و حکمت نگشاید اثر شوق

این‌ها همه آرایش افسانهٔ عشق است

هر شمع که در انجمن دهر برافروخت

گر آتش طور است که پروانهٔ عشق است

عرفی دل افتاده‌ام از کعبه چه جویی

دیری است که او فرش صنم‌خانهٔ عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
  2. غزل شمارهٔ ۶۸هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
  3. غزل شمارهٔ ۶۹تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
  4. غزل شمارهٔ ۷۰دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
  5. غزل شمارهٔ ۷۱هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
  6. غزل شمارهٔ ۷۲گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
  7. غزل شمارهٔ ۷۳گرد محنت به طوف منزل ماست
  8. غزل شمارهٔ ۷۴ما را به طرب موعظت و پند حرام است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.