پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است

هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است

دل زنده ساز قدر مسیح و مرا مسنج

غافل مباش آن نفسی بود و این دم است

حیف است حیف، بس مکن ای کاوش دلم

هر ناله را خراشی و هر گریه را نم است

باغی است گریه در جگر تشنه ام کزان

صد لاله زار سوخته در زیر یک شبنم است

هر کس که دید عرفی و این شور و های و هوی

غافل ز زیر پرده نمایش ، که یک کم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳گرد محنت به طوف منزل ماست
  2. غزل شمارهٔ ۷۴ما را به طرب موعظت و پند حرام است
  3. غزل شمارهٔ ۷۵ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
  4. غزل شمارهٔ ۷۶باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
  5. غزل شمارهٔ ۷۷زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
  6. غزل شمارهٔ ۷۸کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
  7. غزل شمارهٔ ۷۹نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  8. غزل شمارهٔ ۸۰رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.