پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست

تسلیم گشتن و بتپیدن سماع ماست

در پیشگاه دیر و حرم، هر کجا، که هست

دین شکسته و دل پر خون متاع ماست

صد فوج ناز و عشوه به میدان طلب، که ما

جنگ ستیزه ی تو و عجز شجاع ماست

چون راحت آیدت به سلام، ای رفیق درد

آغوش برگشا که وقت وداع ماست

عرفی نوای مرغ تو در هیچ باغ نیست

این نغمه خاصه ی چمن اختراع ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  2. غزل شمارهٔ ۸۰رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
  3. غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
  4. غزل شمارهٔ ۸۲کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
  5. غزل شمارهٔ ۸۳از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
  6. غزل شمارهٔ ۸۴از نور یار چون نفسم خانه روشن است
  7. غزل شمارهٔ ۸۵نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
  8. غزل شمارهٔ ۸۶منم که طاعت بت لازم سرشت من است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.