پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

منم که طاعت بت لازم سرشت من است

اگر به کعبه عبادت کنم کنشت من است

اگر چه حسن عمل نیست اجر آن هم نیست

که چشم اهل مروت به زشت من است

روم به دوزخ و شکر بهشت می گویم

که این به نزد مکافات من بهشت من است

کنار کشت و لب جو به غم زبان دارد

میان دایره ی غم کنار کشت من است

بگیر آیینه عرفی ببین سر انجامم

که هر چه صورت حال تو سرنوشت من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
  2. غزل شمارهٔ ۸۹ممنون ترکتازی گردون دل من است
  3. غزل شمارهٔ ۹۰مگر زمانه اسیر کمند آه من است
  4. غزل شمارهٔ ۹۱اندوه هجر پیشه و شادی من است
  5. غزل شمارهٔ ۹۲من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
  6. غزل شمارهٔ ۹۳تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
  7. غزل شمارهٔ ۹۴خوناب آتشین ز سر من گذشته است
  8. غزل شمارهٔ ۹۵وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.