پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

مگر زمانه اسیر کمند آه من است

که باز بالش امید تکیه گاه من است

ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشق

دمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است

صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاک

گمان برم که سیه نامه ی گناه من است

دو عالم از اثر شعله ی جمالت سوخت

به جر شعاع محبت که در پناه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
  2. غزل شمارهٔ ۹۳تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
  3. غزل شمارهٔ ۹۴خوناب آتشین ز سر من گذشته است
  4. غزل شمارهٔ ۹۵وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
  5. غزل شمارهٔ ۹۶دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۹۷کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
  7. غزل شمارهٔ ۹۸خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
  8. غزل شمارهٔ ۹۹هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.