پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است

مغز قلم و مغز کتابش همه خون است

دل ها شکند وز دل من یاد نیارد

چون بشکند این خم که شرابش همه خون است

از سوز دل ما مشکن توبه که این نیست

آن می که چنین کرده خرابش همه خون است

عرفی نکنی ترک دل ریش چکیدن

کاین میوه ی طوبی است که آبش همه خون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
  2. غزل شمارهٔ ۹۶دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۹۷کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۹۸خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
  5. غزل شمارهٔ ۹۹هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.