پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است

بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است

باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز

چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است

جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشام

ور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است

غم دل آتش دل سوختگان است، فغان

که طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است

عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز

از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است

بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسی

مهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است

برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفی

که در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳غمگساری در لباس دشمنی محبوبی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴حیرت ملازم گل رخسارهٔ کسی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.