پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵

از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است

این شعله ی دل نام دگر سست سماعی است

در معرکه ی عشق زبون شو که درین رزم

هر کس که به صد رنگ شهیدی است شجاعی است

زین باغ مجو بهره که هر میوه که چینند

بی آبی ایام مکیده است و قناعی است

سیماب بود قفل در گوش تو ورنه

صد نغمه ی مستانه طلبکار سماعی است

گوش شنوا جوی که در بزم تامل

بر بستن لب موجب صد گونه صداعی است

تا عشق به بازاد دلم شعله فروشد

هر چیده دکان دوزخ و دال متاعی است

عرفی یکی از جیب برآور سر مستی

این محمل عمر است که بر دوش وداعی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴لطف گهر عتاب بشکست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.