پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷

دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است

راه اگر بسیار باشد، «باش» گو، منزل یکی است

شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشاد

عالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است

گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیست

صد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است

عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست

گر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است

دوست دشمن را به خون غلطان کنم عرفی، ولی

دوست دارم دشمنی را کو را زبان و دل یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴لطف گهر عتاب بشکست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.