پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱

ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست

کز فیض جمله فتح، محل فتوح تست

آیینه ای که صورت و معنی نمایدت

دست است، گر جمله سوخته، در جیب روح تست

اسباب عفو را، چه به ما، جلوه می دهی

ما توبه دشمنیم و ستم را صبوح تست

اهل مسیح را به فلک بر، مسیح وار

این گریه من است، نه توفان نوح تست

یاران ز شیر دختر رز در صبوحی اند

عرفی تو جام زهر کش، کین صبوح تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴لطف گهر عتاب بشکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷مست و بد خوبیم و هم‌صحبت جانانهٔ مست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.