پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

مست و بد خوبیم و هم‌صحبت جانانهٔ مست

فتنه‌انگیز بود آتش و هم‌خانهٔ مست

همه محتاج شرابیم ولی ساقی عدل

ندهد ساغر هشیار چو پیمانهٔ مست

قول ارباب خرد دست کش صد غرض است

هیچ افسانه چنان نیست که افسانهٔ مست

ابله مست و خرد پیشهٔ هشیار یکی است

مصلحت‌دان طلبی رو سوی دیوانهٔ مست

شور عالم همه جمع است در آن نرگس شوخ

مجمع فتنه و آشوب بود خانهٔ مست

دوش با عرفی دیوانه زدم جامی چند

چه بلا فیض دهد صحبت دیوانهٔ مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱جز در پناه وصل و دل استوار دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳با مهر و با محبت و با آرزوی دوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴هوش اگر ناخن زند بر دل شراب ناب هست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.