پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است

با زاهدان سرودی ازین باب گفتنی است

هزگز شکست توبه ملولم نداشته است

این نکته در میانه ی اصحاب گفتنی است

ای مردم وصال غم و دور ماندگان

بشنو که حال تشنه به سیراب گفتنی است

نتوان به گفتگو به حقیقت رسید، لیک

افسانه ای ز گوهز نایاب گفتنی است

دیدم به خواب کان لب لعلم به کام بود

گر واقع است و گر غلط این خواب گفتنی است

ابله کسی که عیب خود از دوست نشود

با دوستان حکایت ازین باب گفتنی است

در آتشم درون و برون جوش می زند

این حرف در میان تب و تاب گفتنی است

عرفی مگو به تیره شب هجر حرف می

حرفی است این که در شب مهتاب گفتنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴لطف گهر عتاب بشکست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷مست و بد خوبیم و هم‌صحبت جانانهٔ مست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.