پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

درد نایافت ز بی دردی اقبال من است

ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است

با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز

شکوه ی من همه از جانب اهمال من است

هرگز از محنت ایام نبودم آزاد

فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است

آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست

گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است

عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر

کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰مگر زمانه اسیر کمند آه من است
  2. غزل شمارهٔ ۹۱اندوه هجر پیشه و شادی من است
  3. غزل شمارهٔ ۹۲من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
  4. غزل شمارهٔ ۹۳تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
  5. غزل شمارهٔ ۹۴خوناب آتشین ز سر من گذشته است
  6. غزل شمارهٔ ۹۵وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
  7. غزل شمارهٔ ۹۶دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۹۷کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.