پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است

هزار نغمه گره در لب خاموش من است

می ای که می رود امروز در گلوی دو کون

کمینه جرعه ی ته شیشه های دوش من است

به محفلی که اسیران کشند خون جگر

سرود انجمن افغان نوش نوش من است

نوای صور که گویند مرده زنده کند

حکایتی است وگر هست هم نوای من است

نهم جنازه ی عرفی به دوش، می نازم

که ساق عرش محبت به دوش من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است
  2. غزل شمارهٔ ۸۸درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
  3. غزل شمارهٔ ۸۹ممنون ترکتازی گردون دل من است
  4. غزل شمارهٔ ۹۰مگر زمانه اسیر کمند آه من است
  5. غزل شمارهٔ ۹۱اندوه هجر پیشه و شادی من است
  6. غزل شمارهٔ ۹۲من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
  7. غزل شمارهٔ ۹۳تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
  8. غزل شمارهٔ ۹۴خوناب آتشین ز سر من گذشته است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.