پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶

باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست

دشنام و طرب قفل گشای نفس ماست

جمازه ی ما تا به ره کعبه روان است

رقصان همه از ذوق نوای جرس ماست

آن چشمه ی شهدیم که در عین حلاوت

مرغ حرم و طایر قدسی مگس ماست

داغی که امان جوید از او سینه ی دوزخ

در باغ محبت ثمر نیم رس ماست

مرغان اجابت همه بریان و کباب اند

در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
  2. غزل شمارهٔ ۷۹نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  3. غزل شمارهٔ ۸۰رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
  4. غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
  5. غزل شمارهٔ ۸۲کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
  6. غزل شمارهٔ ۸۳از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
  7. غزل شمارهٔ ۸۴از نور یار چون نفسم خانه روشن است
  8. غزل شمارهٔ ۸۵نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.