پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹

نوشیم شربتی که شکرها درو گم است

داریم عزلتی که سفرها درو گم است

صد روشنی است در تتق تیره روزنم

فیروز شام من که سحرها درو گم است

در طبع صد کرشمه و تحریک جلوه نیست

این نخل خشک بین که ثمرها درو گم است

طالع ببین که بر اثر یاس می رود

این ناله ی حزین که اثرها درو گم است

خیز ای شمال بخت که زورق برون بریم

زین موج خیز فتنه که سرها درو گم است

کی مرد ماست هر که نهد داغ بر جگر

داغی است داغ ما که جگرها درو گم است

عرفی به عیب دوستی ار شهره ای چه غم

عیب است دوستی که هنرها درو گم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
  2. غزل شمارهٔ ۸۲کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
  3. غزل شمارهٔ ۸۳از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
  4. غزل شمارهٔ ۸۴از نور یار چون نفسم خانه روشن است
  5. غزل شمارهٔ ۸۵نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
  6. غزل شمارهٔ ۸۶منم که طاعت بت لازم سرشت من است
  7. غزل شمارهٔ ۸۷گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است
  8. غزل شمارهٔ ۸۸درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.