پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست

درویش جهانیم و هما در قفس ماست

آن زهر پرستی که بود در شکرستان

بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست

آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز

خاموشی جاوید فغان جرس ماست

از لذت امید تماشای تو مردن

در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست

مرغان اجابت همه بریان و کبابند

در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست

عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است

در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
  2. غزل شمارهٔ ۷۸کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
  3. غزل شمارهٔ ۷۹نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  4. غزل شمارهٔ ۸۰رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
  5. غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
  6. غزل شمارهٔ ۸۲کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
  7. غزل شمارهٔ ۸۳از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
  8. غزل شمارهٔ ۸۴از نور یار چون نفسم خانه روشن است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.