پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است

رویم به روی محنت و لب بر لب غم است

ما بار نیکنامی عصمت نمی کشیم

رندی حریف ماست که بد نام عالم است

صد سیل فتنه آمد و گردی بر نخاست

قصر مراد ماست که موقوف یک نم است

اسلام نی، ز درد مسلمانیم به جاست

بازیچه ای به عادت طفلانه، محکم است

جز در کنار دوش ملامت نیارمید

این بی قرار دل، که جگر گوشه ی غم است

عرفی تمام لاف مسلمانی است، لیک

تا لب گشوده ایم به صد رنگ ملزم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴ما را به طرب موعظت و پند حرام است
  2. غزل شمارهٔ ۷۵ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
  3. غزل شمارهٔ ۷۶باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
  4. غزل شمارهٔ ۷۷زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
  5. غزل شمارهٔ ۷۸کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
  6. غزل شمارهٔ ۷۹نوشیم شربتی که شکرها درو گم است
  7. غزل شمارهٔ ۸۰رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست
  8. غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.