پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است

متاع من دل مجذوب و مستی ازل است

یکی است نقد حکیمان و حسن نادانان

هر آن چه در کتب حکمت است در مثل است

کسی که گشته به تقلید آدمی سیر ت

نه آدمی است، همان باز، آدمی بدل است

به جنگ زاهد و صوفی خوشم به گلشن او

میان بلبل و زاغ چمن همان جدل است

من از حدوث و قدم خامشم، ولی گویم

نظیز عدت آینده عهد ماازل است

قصیده ، نظمِ هوس پیشگان بوَد ، عرفی

تو از قبیله ی عشقی وظیفه ات غزل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
  2. غزل شمارهٔ ۷۱هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
  3. غزل شمارهٔ ۷۲گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
  4. غزل شمارهٔ ۷۳گرد محنت به طوف منزل ماست
  5. غزل شمارهٔ ۷۴ما را به طرب موعظت و پند حرام است
  6. غزل شمارهٔ ۷۵ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
  7. غزل شمارهٔ ۷۶باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
  8. غزل شمارهٔ ۷۷زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.