پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است

ابر میان عیسی و خورشید حایل است

از گل چه گونه پای به اندیشه بر کشم

کاندیشه این چه در ره او، پای در گل است

از کفر عشق باز ندارم که روز حشر

آموزگار کفر من است آن که سائل است

در ملک عشق کس نشناسد غم معاش

سنگ و سفال کوجه ی ما پاره ی دل است

آن کو به راه کفر چو عرفی شتاب کرد

فرسنگ های کعبه به دنبال محمل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
  2. غزل شمارهٔ ۷۲گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
  3. غزل شمارهٔ ۷۳گرد محنت به طوف منزل ماست
  4. غزل شمارهٔ ۷۴ما را به طرب موعظت و پند حرام است
  5. غزل شمارهٔ ۷۵ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
  6. غزل شمارهٔ ۷۶باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
  7. غزل شمارهٔ ۷۷زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست
  8. غزل شمارهٔ ۷۸کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.